اغوش تو سايه گاه خستگــــــــي


زودرفتـــــــــی گلم

بــــــــــه یادتو


 

 آغوش تو سایه گاه خستگی من است آغوشی که میدانم همیشه به روی من

 

 

 

باز است و من لحظه به لحظه ی زندگیم

 

 

را به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنم

 

دستهای من غرق التماسند

 

 

 

برای در آغوش گرفتن تو . . .

 

 

 


منی که خسته از دست خنجر روزگارم برای رسیدن به آرامش در کنار

 

 

 

 

تو لحظه شماری میکنم . .


 

 

 



نظرات شما عزیزان:

جنيفر
ساعت20:08---11 دی 1391
مردن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها ... دل از اينهاست كه تنهاست نه از فاصله ها ... گر چه ديگر همه جا پر از جدايي شده است ... مشكل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها ...

farzane
ساعت14:14---2 دی 1391
بچه که بودیم

شبها فکر میکردیم فردا چی بازی کنیم...

الان فکر میکنیم

فردا زندگی قراره چه بازی ای باهامون بکنه...


farzane
ساعت20:22---26 آذر 1391
سبز بودم

سبزتر از سرو كنار خانه امان

وای نمی دانی چه ناگه

دست غم

سبزی ام را از من ربود

زرد گشتم ، زرد

زردتر از صورت آن كودكی

كز غم مرگ مادرش گشته تباه


جنيفر
ساعت19:51---26 آذر 1391
به كدامين ارزو ... صفاي با تو بودن را از ما گرفتي ... اي بي معرفت!!؟

farzane
ساعت19:43---26 آذر 1391
چند روز زندگی را تنها گاه پریدن می دانم.

شاید سخت باشد اینکه همیشه در این اندیشه باشیم : ” پرواز سخت است ! “

باید آموخت که انسان خلق شده است برای ” حرکت ” و نه ” ایستایی “

برای پریدن و اوج گرفتن.

که اگر جز این بود آفرینش او را بی معنا می دانستم.

بایدرفت

باید شد،

نباید ماند

اینجا جای ماندن نیست

باور کن


amin
ساعت13:55---13 آذر 1391
سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:,ساعت 2:27 توسط rahaa| |


Power By: LoxBlog.Com